عزت الله مولايى نيا همدانى

404

نسخ در قرآن ( فارسى )

در جهت تفسير و يا تأويل و توجيه معناى « آيه » نكرده‌اند ، بلكه به همان تبادر ذهنى ارتكازى خود اكتفا كرده و آن را بر آيهء قرآنى حمل كرده‌اند ، از اين رهگذر است كه 98 درصد مفسرين و انديشوران اصول ، كلام ، فقه و لغت شناسان قرآنى ، آن را به همان « آيهء » معهود و معروف قرآنى تفسير كرده‌اند . 5 - با بررسيهاى دقيق و تلاشهاى مستمر در مصاديق و كاربردهاى قرآنى ، « آيه » در قالبهاى گوناگون آن ، درمىيابيم كه آن در همان معناى معروف و معهود قرآنى به كار رفته است نه در معناى معجزات و يا شرايع ديگر ؛ چرا كه در جاهايى به دليل قراين همراه ، آن را به معناى مذكور تفسير كرده‌اند ، نه به معناى « آيهء » معهود قرآنى و لكن بحث در موردى است كه بدون قرينه چه معناى دارد ؟ و از باب مثال كاربردهاى ذيل را با هم به مطالعه مىپردازيم : الف - الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ . . . « 1 » . ب - الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ . . . « 2 » . ج - وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها « 3 » . د - وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ « 4 » . . . . ه - بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ « 5 » . صدها مورد ديگرى كه مراد از واژه « آيهء » در قرآن كريم همان آيهء معروف قرآنى است ، نه مفاهيم ديگر . و تمامى مفسرين در همهء ادوار تفسير ، به پيروى از اصحاب و تابعين و با عنايت به تبادر آن به اذهان ، آن را به همان معناى معروف قرآنى تفسير كرده‌اند ؛ يعنى همان آيه‌اى كه حكمى را تشريع مىنمايد و منظور از نسخ نيز همان

--> ( 1 ) هود : 1 ، « اين قرآن » كتابى است كه با دليل محكم . . . » . ( 2 ) يونس : 1 . « اين است آيات كتاب محكم الهى كه به حق و راستى گوياست » . ( 3 ) لقمان : 7 . « هرگاه بر اين مردم تلاوت آيات قرآن شود ، چنان با غرور و تكبّر پشت گرداند . . . » . ( 4 ) انفال : 2 . « . . . مؤمنان آنانى هستند كه چون ذكرى از خدا شود . . . » . ( 5 ) عنكبوت : 49 . « بلكه اين قرآن آيات روشن الهى است ، در لوح سينه آنان كه از خدا نور علم يافتند » .